المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

40

التنبيه والإشراف ( فارسي )

نه هزار ذراع مىشود كه برابر با صد و پنجاه شل يا دوازده هزار و پانصد جريب مىشود - و جريب تقسيم اشل است - و چون اين رقم را در شمار فرسنگها كه ده هزار فرسنگ است ضرب كنيم دويست هزار هزار و بيست و پنجهزار جريب مىشود . خراجگيران براى كوهها و بلنديها و تل‌ها و بيشه‌ها و شوره‌زارها و مدرسه‌ها و راهها و بستر رودها و محل شهرها و دهكده‌ها و ديگر جاها كه كشت نميشود به تخمين يك ثلث را كه هفتاد و پنج هزار هزار جريب باشد از اين رقم كسر كرده‌اند ، ميماند يك صد هزار هزار و پنجاه هزار هزار كه يك نيمه آن آيش است و يك نيمه كشت است ، البته در همهء زمين نخل و تاك و درختان ديگر هست و زمين‌هائى نيز هست كه پيوسته زير كشت است . بدوران ملوك نبط و پارس عراق بطريق ارباب و رعيتى عمل ميشد تا بدوران قباد پسر فيروز كه بر هر جريب دو درم مقرر داشت و بناى كار را بر مساحى نهاد و دست مردم را در املاكشان بازگذاشت كه قبلًا از تصرف مالكانه در آن ممنوع بودند . اما قبل از بسر رسيدن اين كار بمرد و چون انوشيروان پس از او بسلطنت رسيد آن را بسر برد و مردم را برعايت اين ترتيب مكلف كرد . همانسال اول درآمد عراق صد هزار هزار و پنجاه هزار هزار درم شد كه وزن هر درم يك مثقال بود . خسرو پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان پسر قباد بسال هيجدهم سلطنت كه فقط عراق و سرزمين عجم را بدون ولايتهاى مغرب در تصرف داشت و حد مملكتش تا هيت بود و ماوراى آن يعنى موصل و جزيره و شام بدست روم بود از مملكت خود چهارصد هزار هزار و بيست هزار هزار مثقال خراج گرفت كه يك هفتم آن سيصد هزار هزار درم مىشود ( كذا ) و بسيارى از اين نواحى اكنون همچنان است كه در آن وقت بود ، زمين آن از دست نرفته و مردمش نابود نشده‌اند . همينقدر بايد كه مالكان و اداره كنندگانش خدا ترس و كاردان و لايق و عادل و عفيف و مدبر باشند تا كارها سامان گيرد و منظم شود و چندان مال بدست آيد كه اركان